الفيض الكاشاني

279

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

آنها بينديش كه بى آن كه سست شوند يا مسير خود را تغيير دهند پيوسته در حركتند بلكه همهء آنها در منازلى معيّن و بر اساس حسابى مقدّر كه هيچ فزونى و كاستى در آن نيست در گردشند تا آنگاه كه خداوند آنها را مانند نامه‌هاى نوشته شده در هم بپيچاند . پس در شمارهء ستارگان و كثرت و اختلاف رنگ آنها كه برخى به سرخى و بعضى به سپيدى و دسته‌اى به رنگ سربى مايلند تدبّر كن . سپس به چگونگى اشكال آنها بنگر كه يكى به صورت كژدم و برخى به شكل برّه ، گوسفند و گاو و شير و انسانند . هيچ صورتى در زمين نيست جز اين كه براى آن نمونه‌اى در آسمان است . سپس به حركت خورشيد در فلك خود به مدّت يك سال و طلوع همه روزه‌اش و غروب آن كه با گردشى ديگر صورت مىگيرد بينديش كه چگونه آفريننده‌اش او را به اين كار گمارده و اگر طلوع و غروب آن نبود روز و شب آمد و شد نداشت و اوقات شناخته نمىشد و دنيا هميشه تاريك يا روشن مىبود ، و وقت معاش از وقت استراحت متمايز نبود . و بنگر چگونه خداوند شب را لباس و خواب را آسايش و روز را براى معيشت قرار داده و شب را در روز و روز را در شب داخل كرده و زياده و نقصان را به گونه‌اى مخصوص بر آنها مترتّب ساخته است . و نيز بنگر كه چگونه حركت خورشيد را از وسط آسمان مايل قرار داده تا تابستان و زمستان و بهار و پاييز به سبب آن مختلف شود به طورى كه هرگاه خورشيد در گردش خود از وسط آسمان فروتر آيد هوا سرد و زمستان ظاهر مىشود و هرگاه در وسط آسمان قرار بگيرد گرما شدّت مىيابد و چون در ميان آنها قرار داشته باشد زمان معتدل مىشود . شگفتيهاى آسمان به قدرى زياد است كه اميد نيست بتوان عشرى از اعشار و جزئى از اجزاى آن را بر شمرد ، و آنچه گفته شد تنها هشدارى است براى تفكّر در اين راه . خلاصه آن كه هيچ ستاره‌اى از اين ستارگان نيست جز اين كه خداوند را در ايجاد آن حكمتهاست همچنين در مقدار شكل ، رنگ ، وضع و نزديكى آن به وسط آسمان و دورى و نزديكى آن به ستارگانى كه دور يا نزديك اويند . اين را با آنچه دربارهء بدنت ذكر كرديم قياس كن چه هيچ جزئى از بدنت نيست جز اين كه در ايجاد آن حكمت بلكه حكمتهاست ، و امر آسمان بسيار بزرگتر از بدن تو است بلكه عالم زمين را با عالم آسمان نسبتى نيست چه از حيث بزرگى جسم و چه از نظر كثرت معانى ، و بايد تفاوتى را كه از جهت كثرت معانى ميان آنهاست با تفاوت آنها از حيث بزرگى زمين قياس كنى چه مىدانى كه زمين بزرگ و پهناور است و آدمى قادر نيست همهء اطراف آن را بگردد با اين حال مهندسان اتّفاق دارند كه خورشيد